دقت اندازهگیری ارتعاش فقط به کیفیت و کالیبراسیون سنسور بستگی ندارد؛ نحوه نصب سنسور و کابل رابط نیز مستقیماً روی نتیجه اثر میگذارد. یک شتابسنج سالم ممکن است بهدلیل اتصال نامناسب به ماشین، بخشی از لرزش را درست دریافت نکند. کابلکشی اشتباه نیز میتواند نویز یا نوسان کاذب وارد سیگنال کند. نتیجه این خطاها ممکن است نمایش لرزش بیشتر یا کمتر از مقدار واقعی در سیستم مانیتورینگ و تصمیم اشتباه درباره وضعیت ماشین باشد.
یکی از خطاهای رایج، تماس ناقص پایه سنسور با سطح نصب است. در نصب شتابسنج، سطح باید صاف و تمیز باشد و پایه سنسور بهخوبی روی آن بنشیند. وجود رنگ ضخیم، زنگزدگی یا ناهمواری میتواند اتصال مکانیکی را ضعیف کند. پیچ بلند نیز ممکن است پیش از نشستن کامل سنسور، به انتهای سوراخ برسد؛ در این حالت اتصال ظاهراً سفت است، اما ارتعاش بهدرستی به سنسور منتقل نمیشود و به خصوص در فرکانس های بالا مقدار زیاذی از لرزش به اصطلاح دمپ شده یا از دست میرود. گشتاور بستن باید مطابق دستور سازنده باشد، زیرا سفتکردن بیش از حد هم میتواند به تجهیز آسیب برساند.
روش نصب نیز باید با محدوده فرکانسی اندازهگیری تناسب داشته باشد. نصب با پیچ معمولاً بهترین پاسخ فرکانس بالا را فراهم میکند. آهنربا، پایه چسبی و پراب دستی هرکدام بر مقدار خروجی سنسور، اثر دارند و ممکن است محدوده قابل استفاده سنسور را کاهش دهند. بنابراین، نمیتوان انتظار داشت شتابسنج در تمام روشهای نصب، همان پاسخ اعلام شده در دیتاشیت را داشته باشد. انتخاب محل اندازهگیری هم مهم است؛ سنسور باید روی بخشی نصب شود که لرزش موردنظر را منتقل کند.
در کابلکشی، عبور کابل سیگنال از کنار کابلهای قدرت و تجهیزات دارای میدان الکترومغناطیسی از عوامل ورود نویز است. مسیر کابل سنسور باید تا حد امکان از این منابع فاصله داشته باشد و در صورت نیاز به تقاطع با کابل قدرت، تقاطع با زاویه نزدیک به ۹۰ درجه انجام شود. اتصال نادرست شیلد نیز میتواند مشکلساز باشد.
افزایش طول کابل بدون بررسی مشخصات الکتریکی خطای دیگری است. در شتابسنجهای IEPE، ظرفیت خازنی کابل، جریان تغذیه، فرکانس و دامنه سیگنال با یکدیگر ارتباط دارند. کابل بلند یا نامناسب ممکن است باعث محدودشدن پاسخ فرکانسی شود. بنابراین، صرف دریافت خروجی به معنی مناسببودن کابل نیست و طول مجاز باید برای مجموعه سنسور، کابل و ورودی دستگاه بررسی شود.
در سیستمهای پراکسیمیتی، کابل رابط بخشی از مدار اندازهگیری است. پراب، کابل واسط و ترنسدیوسر باید از نظر مشخصات و طول الکتریکی با هم سازگار باشند؛ برای مثال، در یک سیستم استاندارد ۹ متری، پراب یکمتری همراه کابل واسط هشتمتری به ترنسدیوسر متناظر متصل میشود. کوتاهکردن کابل یا استفاده از کابل نامتناسب میتواند حساسیت لوپ را تغییر دهد. این کابل با کابل سیگنال بین ترنسدیوسر و مانیتورینگ یکسان نیست و نباید قواعد انتخاب آنها را یکی دانست.
فاصله نوک پراب تا شفت یا گپ نصب نیز باید در محدوده خطی مناسب تنظیم شود. گپ نامناسب میتواند باعث خروج سیگنال از محدوده اندازهگیری و ثبت نادرست لرزش یا موقعیت شود. نزدیکبودن فلزات اطراف به نوک پراب، فاصله ناکافی بین دو پراب و نامتناسببودن جنس یا ابعاد سطح هدف نیز بر نتیجه اثر میگذارند. برای نمونه، نزدیکبودن دو پراب میتواند تداخل متقابل ایجاد کند و جنس شفت متفاوت با مبنای کالیبراسیون، حساسیت اندازهگیری را تغییر دهد. مقدار گپ و فاصلههای مجاز باید از راهنمای همان مدل انتخاب شوند.
اگر خروجی غیرعادی است، پیش از تعویض سنسور یا نسبتدادن مشکل به کالیبراسیون، باید کل مسیر از محل نصب تا سیستم مانیتورینگ بررسی شود.
